X
تبلیغات
به وقت داســـــتان - میز کتاب

چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391

حدیث نفس / نوشتن برای تسکین خویشتن

بادوستی تلفنی صحبت می کردیم طبق معمول همیشه رسیدیم به بخش مورد علاقه هردویمان معرفی کتاب . چند کتاب من معرفی کردم وچند کتاب او . "حدیث نفس "یکی از این کتاب هایی است که او معرفی کرد.

داستان زندگی حسن کامشا د ( مترجم دنیای سوفی )به قلم خودش .

اصولا زندگی نامه هایی که با نکته بینی وقلمی خوش نوشته شده  بخاطر لطف وشیرینی نهفته درمتن  توجه خواننده را به خود جلب می کند ولبخند برلب او می نشاند.

حسن کامشاد در کتاب حدیث نفس ، با لحنی صمیمی وبدون خودستایی و اظهار نظر های یک طرفه ، سرخوشانه وشوخ طبعانه به روایت حوادث وتاثیراشخاص وا قعی (اکثرا افراد نامدار تاریخ ایران ) در زندگی خود پرداخته ومتن گیرایی آفریده که البته باتوجه به زادگاه نویسنده (اصفهان ) وتسلط ایشان برنثر فارسی امرعجیبی نیست .

درمقدمه می نویسد : کوشیده ام هرچه بتوانم ساده بنویسم .استادان فن گفته اند درنگارش زندگی نامه از کاربرد نثر ادبی باید دوری جست. باید ساده وبی پیرایه نوشت : داستانی که آسان نوشته شود لاجرم آسان بردل می نشیند .

حدیث نفس در پنج بخش تنظیم شده : کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، انگلستان ، میان سالی

بخش اول، کودکی ، اینطور آغاز می شود :من پسر سید علی آقا میر محمد صادقی ام . در 4 تیر ماه 1304 در خاک پاک سپاهان به دنیا آمدم .

دراین بخش ،از نخستین کتاب غیر درسی که به دستش افتاده ،یعنی داستان امیرارسلان نامدار می نویسد که آن رامی خوانده وهرشب با آب وتاب برای  بچه های محله بازگومی کرده و... ماجراهای ختنه سوران وگنجشکه ونقال محله .

بخش خاطرات نوجوانی با عنوان دوستی با علی مراد وعشق کتاب شروع می شود .ظاهرا این علی مراد فرزند یکی از خانواده های سرشناس اصفهان بوده وهمه هوای اورا داشته اند .ازجمله ناظم مدرسه که هروقت علی مراد در کلاس شلوغ می کرده به جای اینکه اورا دعواکند با عصبانیت خطاب به مرتضی پسر سربراه فراش مدرسه می گفته : مرتضی خفه شو! تا علی مراد هم ساکت شود !

 در بقیه بخش های کتاب نیز ،همراه با چند عکس خانوادگی و قدیمی ، دیگرماجراهای زندگی نویسنده آمده،ازجمله تحصیل در دانشکده حقوق وسفر به انگلستان وتدریس در کمبریج وملاقات باافراد مشهوری مثل ژان کوکتو ولویی آراگون وجواهر لعل نهرو و...

نشر نی کتاب حدیث نفس را سال 1387منتشرکرده در 328 ص وبابهای 5000تومان .

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 18:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

تابحال صدای موسیقی رو درداستان شنیدین؟

برای دوستداران موسیقی  خواندن کتابی درباره موسیقی  حتما جالب است اما اگر این کتاب  یک مجموعه داستان درباره عواطف واحساساتِ انسان های علاقه مند به موسیقی باشد، خواندنش احتمالابرای دیگران هم جالب خواهد بود . منظور از موسیقی در داستان فقط نثر شاعرانه نیست بلکه حضور ریتم وصدا وبیان احساسات از طریق کاربرد آلات موسیقی ونشان دادن تاثیرآن در زندگی شخصیت داستان های هم هست (مثل رمان ژان کریستف اثررومن رولان )که مجموعه داستان شبانه ها( نوشته کازئو ایشی گورو با ترجمه علیرضا کیوانی نژاد  نشرچشمه ) هم یکی از کتاب هاست .

شبانه ها شامل پنج داستان بلند است و نکته جالب اینکه برخلاف انتظاری که ازیک نویسنده ژاپنی تبار رشد یافته در انگلستان داریم  هیچ اثری از مردم وفرهنگ ژاپن دراین کتاب نیست ( منظورم شبیه کارهایی است که جومپا لاهیری نویسنده  هندی تبار درباره هویت ودوگانگی وکنار آمدن دوفرهنگ هندی وانگلیسی درآثارش انجام می دهد )

ایشی گورو درست مثل یک انگلیسی زبان ، موسیقی را بهانه قرار می دهد برای طرح روابط انسانی. پنج داستان اودرباره شخصیت هایی است که یک جورهایی دیوانه موسیقی اند وبااین هنر احساسات خود را بیان می کنند ، عاشق می شوند ، عشق می ورزند ویا جدا می شوند .

دراولین داستان ، خواننده معروفی برای رفع کدورت  از دل همسرش ، شبانه روی قایق زیر پنجره اش آواز می خواند (حرکتی که زمانی  در فیلم ها مد بود وعاشق گیتار بدست زیر پنجره معشوق آواز می خواند وبسته به حال وهوای معشوق یا مورد توجه قرار می گرفت یا گلدانی بر سرش خرد می شد! )

" صدایی از پنجره خانم گاردنر به گوش نمی رسید .ما آهنگ یکی برای عزیزم را خیلی آرام وبا موسیقی ملایمی اجرا کردیم و بعد باز هم سکوت برقرار شد . بعد از یک دقیقه صدایی شنیدیم .خانم گاردنرآنجا گریه می کرد."

در داستان  بعدی شخصیت به دنبال کسی می گردد که در موسیقی  هم سلیقه اش باشد.

در دیگری نوازنده ی زشت چهره ی ساکسفون نوازی ...

دربعدی پسرجوان ویلن سل نوازی ...

ودر بعدی جوان نوازنده با ...

خلاصه همه یا می نوازند یا می خوانند  یا علاقه به نواختن دارند!

ایشی گورو به نحوی ماهرانه افراد گمنام را درکنار افراد سرشناس قرار می دهد و در تمی که کمی شبیه فیلم های هندی  وشاهزاده وگدای مارک تواین  است(آدم بدبخته درکنار آدم خوشبخته ) داستان هایی شنیدنی وخواندنی می آفریند.

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 22:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391

شکار کبک

 روی جلد مشکی وخاکستری کتاب  این نوشته به چشم می خورد : شکارکبک / رضا زنگی آبادی/ نشرچشمه

با خودم می گویم شکار کبک به گفته شکارچیان حرفه ای ، محبوب ترین شکار در ایران است و باز طبق نظر کارشناسان ، شکار کبک بدون کمک سگ ، کار مشکل و وقت گیری است . باید دید دراین کتاب شکار کبک چگونه وبا کمک چه کسانی انجام می گیرد.

 با این که خیلی خسته هستم ، قبل از خواب نیمروزی کتاب را باز می کنم تا نگاهی به شروع داستان بیندازم وبعد سرفرصت بخوانمش :

 فصل اول : گرگو

برف، درختان گز بالای تپه را به هیکل هایی فربه وسفید مبدل کرده بود ودرختان کوچک پسته ی پایین تپه را به کوتوله هایی ایستاده درصف های منظم . انتهای صف در سفیدی برف محو می شد و سفیدی تا نوک کوههای روبرو کش می آمد.

قدرت در موتورخانه رابست ...

نشان به آن نشانی که کم کم  خواب از چشمم می پرد و تا چهل صفحه از کتاب را یک نفس می خوانم !

کل داستان از این قرار است که کودکی به نام قدرت شکار می شود ، شکار می کند و مجددا شکار می شود. البته نه به این سادگی ، بلکه با قدرت قلم نویسنده و جملاتی با رنگ وبوی فرهنگ مردم کرمان  ، ساده وروان ، شخصیت او از کودکی به بزرگسالی تغییر می کند  . نحوه رفتار وطرز تفکرِ قدرتِ کودک  ، قدرت نوجوان و قدرت جوان ، در همدلی یا تضاد و تقابل  با زنانی چون مادر ، فالی ، خاور ، پیرزن صاحبخانه وطلعت و مردانی چون پدر ، مراد ، عموی طلعت و قنبر، همین طور دلبستگی اوبه سگهایی که همه گرگو نام دارند کتاب را تبدیل به رمانی خواندنی کرده . بعداز خواندن این کتاب ، به یاد صفحه حوادث روزنامه ها افتادم و شکارچیانی که هریک براساس  پسزمینه ی زندگی خود ، محیط زندگی  رابرای ما  نا امن می کنند .

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 18:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیستم مهر 1390

کافکا در کرانه

فکرشو بکنید. دردنیا مردمی وجود دارند که از ساعت دوازده نیمه شب، پشت در کتابفروشی ها صف  می بندن تا کتاب مورد علاقه شون رو بخرن واون کشورهم در اروپا و امریکا وبرای کتاب هری پاتر وفرمان ققنوس  نیست که در 24 ساعت پنج میلیون فروش کنه ، بلکه کتابیه از نویسنده ای به نام موراکامی در کشوری به نام ژاپن .

به تازگی  از این نویسنده محترم کتاب کافکا در کرانه رو با ترجمه مهدی غبرائی مطالعه کردم و به ژاپنی هایی که تا می فهمن  موراکامی کتاب جدید روانه بازار کرده از سر شب با لحاف وتشک ، پشت در کتاب فروشی هاحاضر می شن حق دادم .

 و اماموضوع کتاب کافکا در کرانه : پسر پانزده ساله کتابخوان و موسیقی دوستی به نام کافکا بر اساس نفرین پدربااشاره به اسطوره ادیپ و در اصل برای یافتن مادر  سفری رو آغاز می کنه که بعد از ماجراهایی منجر به افزایش آگاهی وتصمیم گیری های جدید برای او می شه .  در این سفر با مضمون های فراوانی روبرو هستیم .ازحکایت ها و افسانه های یونانی وژاپنی وهزار ویک شب بگیرید تا رئالیسم جادویی به صورت بارش ماهی و زالو از آسمان ، حضورارواح  و تاریکی درون وبیرون ، همین طورفرهنگ ژاپنی ،جغرافیای ژاپن ، موسیقی غربی، ورزش ، طبیعت ، فیلم های غربی مثل کازابلانکا وآوای موسیقی . که خلاصه  هرکدوم برای خودش داستانیه در هزار توی این رمان و تا نخونید متوجه نمی شید .

نحوه روایت: اول شخص و دانای کل به صورت یک فصل در میانه . به موازات هم و اصلا خواننده رو خسته نمی کنه .

شخصیت ها : کافکا تامورای جوان ،  ناکاتا  پیرمرد شصت ساله با ذهن خالی که در نهایت تاب آگاهی رو نداره ، مسئولین با سواد کتابخانه که یک آدم مونث مذکر به نام اوشیما ست وبانو میس سائه کی که سال ها پیش ترانه ای به نام کافکا در کرانه رو سروده و از اسرار زیادی با خبره  ، ساکورا دختر جوان ، هوشینو مرد راننده ، تعدادی گربه که فقط با پیرمرد حرف می زنن و جانی واکرکه وجهی از شخصیت پدر کافکاست و سرهنگ که ظاهرا از روی یک جعبه  به بیرون پریده و از همه جا خبر داره .

تصمیم دارم به یاری حق بقیه آثار این نویسنده رو هم بخوانم .

جمله هایی از این کتاب :

 

هریک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است ، فرصت های از دست رفته ،امکانات از دست رفته ، احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم . این قسمتی از آن چیزی است که به آن می گویند زنده بودن.

برای خودم هدفی تعیین کردم که برایش به این در وآن در بزنم و ذهنم درگیر شود .

بازی روزگار به انسان ژرف بینی می دهد وبه پختگی اش کمک می کند ... به همین دلیل مردم دوست دارند تراژدی های یونان را امروز هم بخوانند، چون ادبیات کلاسیک را نوعی نمونه می دانند .

مردم بین خوذشان واشیای دور و برشان معنا ایجاد می کنند . آنچه مهم است این است که اشیا را با چشم های خودت ببینی .

 

خیلی پیش ازآن که فروید و یونگ برکارکرد های ضمیر نا آگاه پرتو روشنایی بیندازند این ارتباط متقابل بین تاریکی و ضمیر نا آگاه ما برای مردم آشکاربود . تا اختراع برق به وسیله ادیسون بیشتر دنیا درتاریکی غرق بود .تاریکی فیزیکی بیرون با تاریکی درون روح در هم می آمیخت وهیچ مرزی آن دو را ازهم جدا نمی کرد ... اما امروزتاریکی بیرون محو شده وتاریکی قلب ما باقی مانده .

 

کافکا در کرانه

نویسنده : هاروکی موراکامی

مترجم : مهدی غبرائی

انتشارات : نیلوفرچاپ اول1386

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم مرداد 1390

میز مطالعه

 شبی از شب های ماه مبارک رمضان ،سرهنگ بابایی ،همراه با خانواده در منزل ما بودند . هنگام افطار در سفره ، خرما ، الویه و خورشت قیمه بود . ایشان به بنده اعترا ض کردند و گفتند : آقای رحیمی شما که الویه درست کرده اید دیگر چه نیازی به خورشت بود؟

آنگاه با ذکر حدیثی تذکر دادند که یک نوع خورشت بیشتر در سفره نباشد.

****

"مکه من این مرز وبوم است . مکه من آب های گرم خلیج فارس و کشتی هایی است که باید سالم از آن عبور کنند .تا امنیت برقرار نباشد مشکل می توانم خودم را راضی کنم(به سفر حج بیایم)  ."

بعد ها وقتی از سفر حج بازگشتیم شنیدم که عباس در طی ان مدت طرحی را به اجرا در آورد که با طرح او چهل فروند کشتی غول پیکر تجارتی از تنگه خورموسی به سلامت عبور کردند .

از کتاب پرواز تا بی نهایت ( زندگانی سر لشکر خلبان عباس بابایی )

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 22:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390

میز مطالعه

اگه نوشتن خوبه خوندن هم دست کمی از اون نداره . لذتی که در نوشتن هست در خوندن هم وجود داره. چند کتاب هست که هنوز نخوندمشون و اگه وقت داشته باشم دوست دارم امسال حتما مطالعه شون کنم :

جنگل پنیر /فرشته احمدی

آنجا که پنچرگیری ها تمام می شوند /حامد حبیبی

شمایل تاریک کاخ ها / حسین سناپور

روز گودال / شکوفه آذر

زنان فراموش شده / منصور کوشان

کاغذهای سوخته / لاله دهنوی

سلام مترسک / منیرالدین بیروتی

احتمالا گم شده ام/ سارا سالار

کتاب بی نام اعترافات / داود غفارزادگان

آفتاب پرست نازنین / محمد رضا کاتب

بهار ۶۳/ مجتبی پور محسن

نگران نباش/ مهسا محب علی

پرسه زیر درختان تاغ / علی چنگیزی

و...

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اسفند 1389

میز مطالعه

 کتابک معرفی می کند:

داستان ها، ابزاری برای کاهش مشکلات روان شناختی کودکان. نویسندگان: زهره پریرخ و زهرا مجدی. تهران: کتابدار، ۱۳۸۸. ۳۰۰۰ تومان

بهره گیری از ادبیات کودکان به ویژه داستان های کودک و نوجوان، یکی از راه هایی است که روان شناسان و کارشناسان آموزش و پرورش و نیز کتابداران برای شناسایی و درمان مشکلات روحی کودکان و نوجوانان پیشنهاد می کنند. اگر این داستان ها، گیرا و متناسب با نیازهای خوانندگان آن تهیه شده باشد، ابزار مناسبی در دسترس کودک و یا نوجوان گذارده می شود تا مشکل خود را شناسایی کند و در کاهش آن بکوشد.
کودک و یا نوجوان با خواندن داستان های خوب و متناسب با نیازهای خود، می تواند با همذات پنداری با شخصیت یا شخصیت های اصلی داستان، در انگیزه ها، کنش ها و تجربه های آنان سهیم شود. در این روند، داستان، بخشی از تجربه ی شخصی کودک یا نوجوان می شود و افزون بر چالش ذهنی برای آن ها، فرصتی برای خودآزمایی و مسأله گشایی در دسترس آنان می گذارد.
با این رویکرد، دکتر مهری پریرخ و زهرا مجدی چهار مشکل روان شناختیِ عدم اعتماد به نفس، اندوه، پرخاشگری و ترس در کودکان هفت، هشت و نه ساله را پایه پژوهش خود قرار داده اند. این دو پژوهشگر، درونه کتاب های مناسب منتشر شده برای این گروه سنی کودک را در بازه ی زمانی ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ که از سوی گروه های بررسی شورای کتاب کودک گزینش و انتخاب شده است، بر پایه دیدگاه روان شناسان که برای کاهش هر یک از این مشکلات شناسایی شده، بررسی کرده اند.
فرآیند این بررسی ها تدوین کتاب «داستان ها: ابزاری برای کاهش مشکلات روان شناختی کودکان» است که دارای چهار بخش می باشد.
در آغاز بخش های چهار گانه کتاب، مقدمه ی کوتاهی درباره ی مشکل روان شناختی و روش ها و عناصری که در کاهش آن مشکل، کارآیی دارند و در هر یک از داستان ها به آن عناصر توجه شده، آمده است.
کتاب ها بر پایه الفبایی نام آن ها تدوین شده است. نویسنده، مترجم، تصویرگر، مکان نشر، ناشر و سال نشر، دیگر داده های کتاب شناختی هر مدخل است. چکیده نه چندان کوتاه داستان و پیام و عنصر کاهش دهنده آن مشکل، دیگر اجزای این کتاب شناختی است.
بخش «عدم اعتماد به نفس» با ۶۴ عنوان کتاب، بخش «اندوه» با ۳۷ عنوان کتاب، بخش «پرخاشگری» با ۴۷ عنوان کتاب و بخش چهارم - «ترس» - با ۴۳ عنوان کتاب مناسب (در مجموع ۱۹۱ عنوان کتاب) فهرست و شناسانده شده است.
کتاب داستان ها: ابزاری برای کاهش مشکلات روان شناختی کودکان، مرجع ارزشمند و سودمندی برای همه ی مادران، پدران، مربیان، آموزگاران، کتابداران، مشاوران و دیگر علاقه مندانی است که با چهار مشکل روحی عدم اعتماد به نفس، اندوه، پرخاشگری و ترس در کودکان هفت، هشت و نه ساله سروکار دارند و می کوشند این مشکلات را کاهش دهند و بهبود بخشند.


 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم اسفند 1389

میز کتاب

دوستی داشتم سوالی نوشته بود با عنوان : موقع درماندگی چه می کنید ؟ و این را ا ز همه  می پرسید و جواب ها را در دفترش یاد داشت می کرد .

از من که پرسید گفتم رمان برباد رفته نوشته مار گارت میچل را خوانده ای؟ یک جایش درس بزرگی به من داده . موقع درماندگی جمله معروف اسکارلت اوهارا را با خودم تکرار می کنم : فردا روز دیگری ست . فردا بهش فکر می کنم .

البته سعی می کنم فردا به آن فکرکنم !

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 18:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم دی 1389

میز مطالعه

این هفته کتاب 260 صفحه ای  خواندم به نام صدای سوم  از  انتشارات ماهی با ترجمه وتالیف  احمد اخوت  که در وا قع  گزیده داستان های نویسندگان نسل سوم امریکا ست.

قبل از فهرست جمله ای از هنری جیمز آمده : برای نوشتن مجموعه ای از داستان های کوتاه ِ درخشان ،همه ی عمر به عرق ریزی روح محکوم هستی .

در فهرست، نام این نویسندگان به چشم می خورد : پل آستر – آن بیتی – ریموند کارور – توبیاس وولف – دونالد بارتلمی – رابرت کوور – مری رابینسون – ادیت پرلمن – جیسون براون – پم اولمن-  امی همپل – توماس بِیتز- لور سیگال

مترجم محترم در ص 13  می نویسد : در هر تقسیم بندی نوعی بی رحمی وجود دارد . عده ای می مانند . بقیه حذف می شوند وسال ها فشرده می شوند . وبعد به دوره بندی  داستان نویسی امریکا- که از نظر مترجم  سال هایی از آن را حذف کرده اند - اشاره می کند :  رمانتیک – رئالیسم – ناتورالیسم – مدرنیسم – پس از جنگ – اعترافی – پسا مدرنیسم

ودر انتهای مقدمه : اعتراف می کنم که جای آثار تعدادی از داستان نویسان قدر نسل سوم مانند آپدایک  -  فورد -  مور - فیلیپز و...در این مجموعه خالی است .

قبل از هر داستان با  زندگینامه  و آثار نویسنده آشنا می شویم .

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 13:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم دی 1389

میز مطالعه

کتاب خیلی خوبی خوندم به نام از هرگزتا همیشه نوشته دکترقدمعلی سرامی که مجموعه مقالات ایشان است در باره ی ادبیات و فرهنگ ایران زمین

در بخشی آمده:

تبربه پشت درخت جوان فرودآمد

چنان گریست که هیزم شکن پشیمان شد

به خویش گفت :از این روزی سیاه چه سود؟

دریغ!چند توان خوردنان خون آلود ؟

درخت گفت: بزن گریه ام زجور تو نیست

شکایت از تو ندارم حکایت دگری است !

مرا گلایه از این تند تیز چالاک است

که دسته تبر از ماست!

جگر زجور جگر گوشه ای مرا چاک است!

ص۱۴۸

چون بهشت وآسمان و آفتاب/چون عناصر باد وآتش خاک وآب

نسبتی دارند با این شاعران/پس جهان شاعر بود چون دیگران

ص۱۳۲

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 23:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و سوم آذر 1389

میز مطالعه

فصلنامه سینما وادبیات از مجلاتیه که با علاقه می خونمش . شماره پاییز این مجله مطالب جالبی در زمینه ادبیات و سینما داره : زندگی وآثار نینو مورتی ، بررسی فیلم های اتاق پسر ، توپ سرخ ،زمانه گرگ و...,گفتگوی جواد طوسی با کیو مرث پوراحمد در باره سینمای بدنه با عنوان کودکی نیمه تمام یک شرقی اهل دل ، شروع در داستان(سیامک گلشیری) ، پایان مهم تر از آغاز (لیلی گلستان )، خاطره ای از کودکی در« داستان وحقیقت »گوته . البته بازهم مطلب هست ولی فعلا همین ها رو خوندم .

دو ماهنامه الفبا رو هم ورقی زدم و داستان پیراهن عبدالله نوشته مجید اسطیری  رو انتخاب کردم  که در حال وهوای محرم وتعزیه نوشته شده  . نوعی بازگشت به خود که ازتکنیک زنده کردن خاطرات گذشته استفاده کرده و خوندنیه .

مجله خوانش هم با کلی مطلب در زمینه ادبیات  بدستم رسیده که  باید سر فرصت بشینم وبخونم .

در حال حاضر تصمیم دارم مجموعه داستان عروس بید نوشته یوسف علیخانی رو بخونم که از ده داستان کوتاه تشکیل شده  با نام های : پناه برخدا ،آقای غار ،هراسانه ، پنجه ، رتیل ، جان قربان ، عروس ِ بید، مرده گیر ، بیل سر ِ آقا وپیر بی بی

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 8:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم آذر 1389

میز مطالعه

واما بعد از سفر و گرفتاری های معمول :

نام کتاب استخوانهای دوست داشتنی نوشته آلیس سبالد رو مدت ها بود شنیده بودم و به دنبال فرصتی برای مطالعه اون می گشتم که فرصت فراهم شد و نشستم به خوندن این رمان . داستان  در باره سوزی دخترچهارده ساله  ای هست که در راه بازگشت به خونه دزدیده میشه و بعد از قتل به توضیح اون اتفاقات و تاثیری که بر افرادخونواده اش  گذاشته می پردازه .مطالعه کتاب استخوانهای دوست داشتنی عجیب انسان رو به یاد زندگی پس از مرگ میندازه و این حس رو ایجاد می کنه که عزیزان از دست رفته شاهد زندگی ما هستند و غصه خوردن برای اونها کار بیهوده ایه .

کتاب بعدی که مطالعه کردم عنوانش هست :قابلیت های نمایشی شاهنامه

نویسنده این کتاب محمد حنیف با ارائه آمار وارقام نمایشنامه های ایرانی و تجزیه وتحلیل داستانهای شاهنامه و بررسی ویژگی ها و قابلیت های نمایشی این اثر حماسی  به مقایسه  دراماتیک  اونها از نظر نمایشی پرداخته وبه این نتیجه رسده که شاهنامه می تونه از نظر ایجاد تقویت روحیه پاکی و دلیری وجوانمردی و وطن پرستی منبع خوبی برای فیلمنامه نویسان باشه .

کتاب بعدی سالانه فرهنگی و اقتصادی مهدیشهر به لطف مسئولین محترم سایت سنگسر. آی آر به دستم رسید که فوق العاده از خوندنش لذت بردم وشامل معرفی این شهر( در نزدیکی سمنانه و می گن همون سگساری هست که فردوسی در شاهنامه از اون یاد کرده) ومعرفی ایل سنگسری و ییلاقات وقشلاقات و آموزش زبان سنگسری واشعار و ضرب المثل ها و گاهشماری اون که ریشه ای کهن داره وجشن های باستانی سنگسر هست .

نکته جالب :نخستین روز از هرماه سنگسری رو وَرمَز میگن که همون اورمزد یا هورمزد روز تقویم ایران قدیمه وبرای سنگسری های قدیمی روز مبارکیه واولین کسی که در این روزواردخونه  میشه ورمزی نام داره . 

وجالب تر :در زبان سنگسری که اون رو یکی از زبان های ایران باستان می دونن کلیه جانوران اعم از کوچک وبزرگ از میکروب گرفته تا یک تک سلولی تا بزرگترین جاندار دریایی بدون استثنا از نظر دستور زبان سنگسری مونث به شمار میان وافعال وصفت شون هم مونثه و کلیه موجودات بیجان  اعم از جماد ونبات و مایع و گاز وغیره که جان ندارن در بخش مذکر جا می گیرن وافعال وصفت شون هم مذکر هست .

ترجمه بخشی از اشعاری که در این کتاب خوندم :اگر کران تا کران را بگردم /برای من معادل با قدم زدن در مسیر پاچنار نیست/در مسیر جوی آب خرامان تا دشت رفتن /ودیدن استخرمملواز آب وچمن باغ سرخ فام/بوی گولاچ در همه جاپیچیده /وتو آوای نوروز خوانی را بردر هر خانه ای سر بده /آب مقدس ومبارک را از چشمه ساران به خانه ببر /واز امامزاده نیز آتشی برگیر و به خانه ببر /.../این رسومات درحال از یاد رفتن است /نباید فراموش کنیم سنت ونام خود را/من می روم وتو می مانی ای پسر /جان من وجان تو وسنگسر

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی ام مهر 1389

نقش کلمه

 

آن یکی شیریست اندر بادیه/ واندگر شیریست اندر بادیه

هر چند وقت یک بار در روزنامه ها می خوانیم : هوو باز هم حادثه آفرید .  هووهایی که حادثه می آفرینند دو مدلند که ظاهری متفاوت ولی عملکردی یکسان دارند . اولین هوو همان هووی معروف است که خانه و خانواده را به خاک سیاه می نشاند . دومین هوو هم همان کار اولی را می کند، منتها در سرپیچ ها و سراشیبی جاده ها .  منظورم کامیون های چینی ارزان قیمتی است به نام هوو که با ضمه روی ه تلفظ می شوند و افسار گسیخته چون زنگی مست  در جاده ها می تازند و در جایی که باید ترمز بگیرند ، نمی گیرند وخسارت جانی و مالی به وجود می آورند (همین چند وقت پیش در خبرها خواندیم یکی از همین هوو ها در جاده نایین در سراشیبی ترمز نگرفته و...) حالا منظور ؟ بقیه منظورها به کنار ، منظور این که گاهی یک کلمه می تواند  سمت وسوی مطالعاتی و  فعالیت فرهنگی آدم را تحت تاثیر قرار دهد . مثل همین  تاثیری که دیدن کلمه هوو در خبر روزنامه روی من گذاشت و باعث شد بعد از چند سال بروم لای کتابی از دهه چهل را باز کنم که شوهر آهو خانم نام دارد و علی  محمد افغانی آن را نوشته و بعد با دانای کل همراه شوم ، احوالی از سید میران نا نوا بپرسم و اظهار نظر های خسته کننده همسر سنتی و مظلومش آهو  ( که از نظر شوهرش مانند بره ای مطیع است ) و همسر مدرن و جسورش همای عاشق پیشه  را بخوانم وبعد بروم سراغ  مقا له ای از بهزاد عشقی با عنوان برزخ زن ایرانی که به بررسی تطبیقی رمان شوهر آهو خانم و فیلمی به همین نام ساخته داوود ملاپور پرداخته و به این نتیجه برسم که  چهره واقعی زن ایرانی این نیست .

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 11:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه شانزدهم شهریور 1389

آشنایی با ادبیات بومی منطقه ای از سرزمین ما

 

به نام او که اندیشه هارو آفرید

و به بشر فرصت داد اونها رو به نگارش در بیاره

 

از اصفهان زادگاه هنرمندان نام آور به شما که در اندیشه دوستی با یار مهربانید وقت بخیر می گم.

شاعر می گه : نیست کاری به دورویان جهانم صائب /  روی دل از همه عالم به کتاب است مرا

وقتی به توصیه کتاب فروش از قفسه کتاب ها ,  کتاب  اژدها کشان نوشته یوسف علیخا نی رو برداشتم یادم اومد که  تما می داستان های این مجموعه  ( پانزده داستان ) در روستای میلک  ( زادگاه نویسنده ) می گذره .

یکی از داستان های زیبای این مجموعه« نسترنه » ست . دختری به همین نام  که پدر و مادرش رو از دست داده و خونه ای در پایین محله داره . او برای نفروختن خونه اش دلایلی داره که باید کتاب  رو بخونید تا بدونید . هر داستان  حال و هوای   خاصی داره :

«نسترنه پایش را از باغستان بیرون نگذاشته بود که فکر کرد آن طرف تر باران تمام بشود , رنگین کمان در می آید ...میلکی ها می گویند « هر کی بتانه وقت کمان بستن آله منگ از زیرش رد بشه , به نرسیده اش می رسه »

خیلی سا ل بود فکر می کرد یک روزی با جوا نی که نمی دانست کی هست دست بچه هایش را خواهد گرفت و تنها خانه پایین محله شلوغ می شود. اما نه مردی قسمتش شده بود نه پدر و مادرش مانده بود ند...کی دختر کبلایی قربانعلی را می گرفت ؟

این کتاب تا بحا ل چندین بار تجدید چاپ شده  . چاپ اولش رو نشر نگاه در سال 86 به بازار کتاب فرستاد .

باغچه اندیشه تون سرسبز باد

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 22:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389

میز کتاب

نامه برای ما د ر

در دوره پیامک وایمیل وتلفن همراه , صحبت از نامه کمی قدیمی به نظر می رسد . اماهنوز هم  هستند کسا نی که از خواندن نامه به وجد می آیند وبا علاقه آن را می خوانند . اگر شما هم از کسانی هستید که خواندن نامه خوشحال تان می کند کتاب «مامان عزیزم ...» را بخوانید . این کتاب برای کسا نی که دوست دارند وارد زندگی نویسندگان بزرگ شوند وبدانند این بزرگان با چه لحنی برای مادران شان نامه نوشته اند خواندنی خواهد بود .

مترجم این کتاب مینا دارابی امین در مقدمه  می نویسد : این نامه ها شاهدی بر ماجراها ی پرشور , مشاجرات وآشتی ها , غم ها و شادی ها ی برخی از نویسندگان بزرگ با زنی است که به آن ها زندگی بخشیده است .

ویلیام فاکنر , ژان کوکتو , فلوبر , آندره ژید , همینگوی , مارسل پروست و آنتوان سنت اگزوپری از نویسندگانی هستند که نامه ها یشان در این مجموعه گرد آوری شده است .

هربخش با زندگی نامه کوتاه نویسنده شروع می شود .در یکی از نامه های « گوستاو فلوبر» آمده است :«...مامان عزیز دلبند و نازنینم , حتما الان خوابی . لابد تو هم امشب مثل من گریه کرده ای , ولی چه می شود کرد ! بگو ببینم حالت چطور است ؟ چیزی را از من مخفی نکن .می دانی اگر سفرم باعث ناراحتی توشود , بشدت احساس پشیمانی خواهم کرد ...»

نویسنده شازده کوچولو ,آنتوان سنت اگزوپری می نویسد : « ...مامان دلبندم , همین الان فهمیدم که هواپیمایی عازم فرانسه است .اولین وتنها پرواز . خواستم تا با دو خط نوشته از اعماق وجود شما را ببوسم ...»

کتاب «مامان عزیزم ...» را نشر ققنوس در 102 صفحه وبا قیمت 2200 تومان روانه بازار کتاب کرده است .

 

 

 


نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 8:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389

میز کتاب

پیرمرد حال و روز خوبی نداشت .بیمار بود.افسردگی هم مثل سیل وجودشو گرفته بود .آرزوی مرگ می کرد . کتابی بهش هدیه دادم به نام قانون شفا نوشته کاترین پاندر ترجمه گیتی خوشدل . کتابو قبلا خونده بودم و زیر جملات مهمش خط کشیده بودم . یک ماه بعد دیدمش . قصد داشت با خانمی که همسن و سال خودش بود ازدواج کنه .یک دسته گل هم برای من آورده بود .

از اون به بعد بارهاکتاب قانون شفا رو هدیه دادم.
فهرست مطالب

مقدمه :شما شفا دهنده اید!
فصل اول: حقیقت تکان دهنده درباره ی شفا
فصل دوم: قانون شفا بخش «نه»
فصل سوم: قانون «شگفت» شفا
فصل چهارم: قانون شفا بخش «رهایی»
فصل پنجم: قانون شفا بخش «آری»
فصل ششم: قانون شفا بخش ستایش
فصل هفتم: قانون شفا بخش محبت
فصل هشتم: شفا از طریق« معجزه»
فصل نهم: قانون مرموز شفا
فصل دهم: قانون شفا بخش تجسم
فصل یازدهم: قانون عارفانه شفا
فصل دوازدهم: فعل و انفعال های فرایند شفا
فصل سیزدهم: ایثار و بخشش شفا بخش
در خاتمه: آیا می توانید شفای خود را بپذیرید؟

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 21:57 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم مهر 1388

یار مهربان ما

   به دشمنان هم ؟ !

 « داستان ها نشان دهنده طرز مداوای ما هستند. ما از این رو داستان را روایت می کنیم که بدان نیاز داریم . داستان گویی , آخرین وتنها شیوه به دست آوردن چیزی است که هرگز نمی توانستیم به شیوه دیگری آن را به دست آوریم .»      

 به آنان که خیلی دوستشان داریم کتاب هدیه کنیم

 

به آنان که کمی دوستشان داریم

 

 به آنان که اصلا دوستشان نداریم

 

و به دشمنانمان...

 

کتاب بدهیم.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 21:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388

میز کتاب

 

 چیستی هنر

 

تابه حال به چیستی هنر، همین طور مساله باز شناسی هنر از غیر هنروماهیت آثار هنری فکرکرده اید ؟

« شاهد آثاری همچون« تندیس نادیدنی» بوده ایم که سوراخی بود حفر شده در سنترال پارک نیویورک که بعد ها آن را دوباره پرکردند ، در زمینه موسیقی اثر جان کیج را داشته ایم که از چهار دقیقه و سه ثانیه سکوت تشکیل می شد . »

« قرار بوده  مجسمه ای  سه تنی که از تیر آهن های 8/2 متری ساخته شده بود در پارک شهر داری آیندهون در هلند نصب شود . این مجسمه را برای رنگ آمیزی به کار گاهی می برند ولی به اشتباه اوراق می شود وقطعات بازمانده آن را به یک کارخانه ذوب فلز می فروشند .»

« نقاش هنر مندی را به دلیل خوردن آخرین« آفرینش »هنرمند همکارش ، رابرت گوبر ،از گالری اخراج کردند .- این« آفرینش »، بسته ای شیرینی دونات بود که روی پایه ای قرار داشت .»

 همه این مثال ها را در کتابی  می خوانید به نام : چیستی هنر .

در کتاب  چیستی هنر، سه نظریه مهم در فلسفه هنر و زیبا شناسی  فلسفی مورد بررسی قرار می گیرد : باز نمایی – فرا نمایی – فرمالیسم

در جستار اول نویسنده  سیر تاریخی مفهوم وتعریف هنر وکیفیت ذاتی و جوهرین آثار هنری را مورد تفحص قرار می دهد . در بخش بعدی نظریه های مختلف را که بیانگر دیدگاه خاصی از هنر است معرفی می کند واز کهن ترین تعریف هنر که بر اساس نظریه تقلید از طبیعت شکل گرفته ومبتنی بر نگرش افلاطون وارسطو از هنر است شروع می کند . ( این نظریه ارزش هنری آثاررا با میزان دقت وظرافت و ریز بینی هنرمند می سنجد . )

تعریف بعدی از هنر  مبتنی بر نظریه کروچه وکالینگوود است وبه نظریه فرا نمایی هنرمی پردازد  .بر اساس این نظریه هنرمند ژرفای باطن خویش را می کاهد و تصویری روشن از احساسات خود را به صورت یک اثر هنری عینیت می بخشد .( ظاهرا تولستوی هم با این نظریه موافق است چون در کتاب هنر چیست خود گفته است ، هنر ، سرایت دادن و اشاعه احساسات و عواطف است . )

نظریه مهم دیگر، فرمالیسم است که می گوید گوهر هنر را باید در فرم آن یافت  وبر فرم معنا دار تاکید دارد .

در جستار سوم  شان هستی شناختی زیبایی( و سوال هایی مانند سمفونی پنج بتهوون ، هملت شکسپیر یا غزل حافظ به چه معنایی وجود دارند) مطرح می شود .

 

در انتها  ویژگی زیبایی به عنوان برجسته ترین ویژگی هنر مورد بررسی قرار می گیرد .

 

چیستی هنر

اسوالد هنفلینگ

ترجمه : علی رامین

چاپ اول : 1377

اتشارات : هرمس

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 9:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفتم خرداد 1388

میز کتاب

 

 تونل

 اینجا روی میز کنار دستم رمان کم حجمی قرار دارد به نام « تونل » نوشته ارنستو ساباتو نویسنده آرژانتینی  (همشهری بورخس وکورتا سار )

   

 رفته بودم بازارکتاب ، دیدم لابه لای کتاب های چگونه همدیگر را تربیت کنیم وچگونه آشپزخوبی باشیم و چه طورفال بگیریم و چگونه راه رفتن خود را فراموش نکنیم ! این کتاب غریب ومظلوم  افتاده  .  فورا پشت جلدش را(  اظهار نظر چند نویسنده مطرح در باره این کتاب  ) خواندم:

« تلخی وتندی ، شور وحرارت آن را می ستایم .» آلبر کامو

« به خاطر تحلیل روانشناختی اش عمیقا آن را ستایش می کنم .» گراهام گرین

« گیرا وجذاب ! » توماس مان

 

این شد که خریدمش : 2400 تومان و تا رسیدم خانه نشستم به خواندن آن و اصلا هم از این خرید پشیمان نشدم .

امتیاز داستان تونل درنحوه روایت آن است که به صورت درونی و اول شخص خطاب به جمع ارائه می شود : کافی است  بگویم که من خوان پابلو کاستل هستم ، نقاشی که ماریا ایریبانه را کشت . تصور می کنم جریان دادرسی را همه به یاد می آورند وتوضیح اضافی در باره خودم ضرورتی ندارد .

در همین پاراگراف اول ، تکلیف حادثه روشن می شود . چون قرار نیست چیزی اتفاق بیفتد . مهم چرایی ودلیل حادثه ای  است که قبلا رخ داده  .  این طوری کم کم حافظه  این آقای کاستل معروف به کار می افتد و درون خود را برای ما افشا می کند  . رمان « تونل» روایتی روانکاوانه از اعمال انسانی ست که در تونل تاریک احساسات خود به دام افتاده  وبا استدلال های متناقض وبیمار گونه  به توجیه عملکرد خود می پردازد .

(جالب اینجاست که این خانم ماریا از بین منتقدان تنها کسی است که تابلوهای نقاشی آقا را می فهمد و آقا  با کشیدن نقشه های فراوان می زند او را می کشد !)

پارگراف پایانی : تنها یک نفر بود که تابلوهای مرا می فهمید ...

همه داستا ن مونولوگی از یک قتل ست که اگر آقای ساباتو حواسش نبود می توانست تبدیل به یک داستان پلیسی شود اما چون حواسش جمع بوده ، آن را به صورت متنی روانکاوانه در باره عشق وخیانت  ارائه کرده .

 تونل نثر روانی دارد .

مترجم  : مصطفی مفیدی

انتشارات : نیلوفر

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 11:33 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم خرداد 1388

ماهنامه نیکی

 

 

نام نشریه نیکی را شنیده اید ؟ این نشریه اول هرماه توسط انجمن حما یت از بیماران کبدی ایران منتشر می شود .

هیات علمی ماهنامه نیکی : دکتر محسن نصیری طوسی – دکتر رزا رنجبر مطلق – دکتر شهرام میر مومن – دکتر پریسا پور صمیمی – دکتر عبدالحمید حسین نیا – دکتر مهری نیک بین – دکتر مهناز صنیع پی – دکتر علی اسد هشترودی – دکتر شهران اکبری – دکتر ترانه در محمدی طوسی – دکتر حسین بهرامی – دکتر محمد هاشمی – دکتر مهدی کربلائیان – دکتر امیر عباس شادمان یزدی

 خوشبختانه بیمار کبدی (تا این لحظه ) نیستم ولی هرماه این مجله اجتماعی – پزشکی – فرهنگی وهنری را دریافت واز مطا لب آگاه کننده آن استفاده می کنم .

 

شنبه دوم خرداد شماره 90 این نشریه :

 

در بخش پزشکی : بیماری ناشناخته کاوازاکی

اخبار پزشکی : کار ذهنی توان افراد را برای کار سخت کاهش می دهد – پروتئین اصلی رشد بافت چشم کشف شد – مصرف هر بار قلیان معادل دود 100 نخ سیگار است – چرت بعد از ناهار خطر ابتلا به دیابت را تشدید می کند – کمبود ویتامین B خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش می دهد – مصرف ویتامین C از بروز نقرس در مردان پیشگیری می کند – فعالیت وتحرک کلید احساس جوانی است – خواب کافی موجب تصفیه مغز می شود – پیوند کبد و...

 

بخش گوناگون : ماهی ها مثل انسان درد را احساس می کنند ( این از اون خبر ها بود ! ) کنترل اینترنت د ست کیست ؟ - راز خمیر پیتزا به هوا در خد مت موتور های مافوق صوت –

هشدار برای ویروسی که رایانه ها را برده خود می کند – اثرات منفی بحران جهانی- هواپیما های آینده با الهام از جغد های بی صدا – روبات چمن زنی که با اس ام اس کار می کند و...

 

ادبیات : نظامی وشعر غنا یی – داستان بلند و کوتاه

 

روانشناسی : برای حل مشکلات روحی روانی خود به چه کسی مراجعه می کنید ؟ - بیماری های جوانی و...

 

تغذیه :  خواص بادمجان - باقلا - کرفس - گشنیز و خاویار – درمان چاقی

تداخل دارو ها و غذاها و خطرات آن

 

ورزش : تحولات ورزش ایران در سال های 1357 – 1320

 

...............................................................................

فرم عضویت انجمن حمایت از بیماران کبدی در ص 49 این نشریه به چاپ رسیده است .

سالانه  45000 تومان

 ماهانه 4000 تومان

 یا به دلخواه

عضویت افراد بیمار رایگان است .

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 19:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388

درست مثل بر آورده شدن یک آرزو

 

 

تو را ای کهن بوم وبر دوست دارم

 

 

 

 

اگر سا ل ها قبل در قصه های کودکی مان پیرزن مهربانی بود که حیاطی به قد یک غربیل داشت  و هر بی پناهی را در شب های بارانی پناه می داد ،امروز خانم جوان مهربانی هست که کتابخانه کوچکی در آن دورها دایر کرده  تا به نیازهای روحی هر کودک روستا یی  پناه بدهد .

 

 

کی ؟ چطور ؟ کجا ؟

 

 

 

کتاب  سمبل دانایی ، فرهنگ ونماد اندیشه وخرد است و جامعه بی کتاب جامعه ای خواب آلود است . اجازه بدهید از دوستانی برایتان بگویم که این سمبل دانایی واندیشه را به روستایی در هشتاد کیلومتری اصفهان  برده اند تا شاهد تبسم معصومانه در چهره  کودکان محروم از کتاب باشند .

 

 اولین بار ایده تاسیس« گنجینه بهار» ( کتابخانه ای برای کودکان ونوجوانان ) در روستای پوده را خانم جوان که مدت ها به این ایده اندیشیده  مطرح می کند و همسراو نیز  مشتاقانه از این فعالیت انسان دوستانه استقبال می کند  تا در کنارهم عاشقانه پای فرهنگ وقت بگذارند و بدون چشمداشت هزینه کنند .

 ایده که با برنامه ریزی وهمفکری وتلاش به مرحله عمل می رسد دیگر خیالشان راحت می شود . حالا  می توانند  هر هفته دست فرزندشان بهار کوچولو را بگیرند ، به روستا   بروند ، در کتابخانه را باز  کنند و منتظر کودکان  جویای دانش پوده بنشینند .   

 

روز ی که همراه این خانواده مهربان به روستای پوده رفتم اشتیاق  کودکان آنجا شگفت زده ام کرد. تا وارد روستا شدیم ، پدر خانواده پارچه سفید بزرگی را که روی آن با حروف درشت نوشته شده بود : « دختر ها امروز نوبت شماست »  جلوی در کتابخانه« گنجینه بهار»  آویزان کرد . همین حرکت کافی بود که بچه ها ی روستا از باز شدن کتابخانه مطلع شوند و به سرعت خود را به آنجا برسانند و...

 

  مدتی است  گذراندن اوقات فراغت در روستای پوده برای بچه ها معنا ومفهوم ویژه ای پیدا کرده وآن ها   قدر شناسی خود از این اقدام انسان دوستانه را با نوشتن نامه های پر شور تقدیر وتشکر نشان داده اند.

 

کتابخانه  کوچک به لطف علاقه مندان ترویج فرهنگ کتابخوانی هر هفته در حال گسترش است . کاملا مستقل و بدون وابستگی به هیچ ارگان  وسازمانی .

 

 

 اگرشما هم  مشتاق همراهی با این دوستان شده اید و می خواهید تعدادی از کتاب های  سالم وبدون نقص خود، در زمینه کودک ونوجوان و خانواده را به کتابخانه « گنجینه بهار» هدیه کنید  لطفا خبر بدهید یا به وبلاگ حرف های معمولی مراجعه کنید .

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:0 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387

میز کتاب

 

عشق ، آن که پیش از همه زاد ،

عشق ، که زآن پس اندیشه را زاد ...

                                             ریگ ودا

 

تازگی ها  رمان خوانده اید ؟

 

شاید بگویید ، ای بابا این روزها خواندن کتاب های قطور  حوصله می خواهد . با این همه کار وگرفتاری وکمبود وقت چه کسی می نشیند یک کتاب پانصد یا هشتصد صفحه ای  بخواند . حالا داستان کوتاه رابگویید  شاید بشود یک کاری اش کرد و وقتی برایش گذاشت ، ولی  رمان نه ، اصلا حوصله اش نیست .

 

احتمالا حق با شماست ، ولی اگر فرصتی فراهم شد  لطفا این دو رمانی را که معرفی می کنم بخوانید تا هم از اندیشه های غنی نهفته در آن  لذت ببرید و هم هنر توصیف وتصویرسازی را ببینید .

 

 دو رمان از رومن رولان

 

1- ژان کریستف

 

 رولان ، نت ها واصوات موسیقی را در قالب کلمات  در می آورد و با نگاهی به زندگی و افکار واگنر ، بتهوون و موتسارت شخصیتی به نام ژان می آفریند . این شخصیت شیفته ی دوست داشتن است وآن را  نثار دوستی به نام اولیویه می کند . در این داستان که با زبان موسیقی نوشته شده  و نگارش آن هشت سال به طول انجامیده است ، ژان کریستف به جهان از دیدگاه  دوست می نگرد  و همچون پروانه ای سوخته بال در پرتو شمع وجود او می سوزد و دم بر نمی آورد و فدا می شود . می گویند  شباهت های زیادی بین زندگی نویسنده وشخصیت ژان وجود دارد .

 این کتاب آکنده از اندیشه های صلح طلبانه است و به خاطر نگارش آن ، جایزه نوبل ادبیات به رومن رولان اهدا شد .

 

2- جان شیفته

 

ای عشق ! همه بهانه از توست / من خامشم این ترانه از توست

 

جان شیفته نام رمان دیگر رومن رولان است که به جلوه عشق در زندگی زنی به نام  آنت( دستخوش حمله های ضمیری پر تلاطم ) می پردازد . قهرمان این رمان  نیز مانند ژان  ،  دوست داشتن را می شناسد وبا این حقیقت  آشناست . آنت  ، شخصیتی  استثنایی و باثبات است که در گذر زمان ، دوست داشتن ودوست داشته شدن را از سر می گذراند و به کمال می رسد .

 رولان این گونه به جلوه عشق در وجود قهرمان داستانش  می پردازد : در آغاز دلبستگی به پدر باعث می شود آنت هستی را با حواس او  ببذیرد . مرحله بعد محبت به خواهر را تجربه می کند . محبتی که با حضور مردی خوش چهره  به رقابت تبدیل می شود و بعد از کشمکش های بسیار، آنت به نفع خواهر، خود را کنار می کشد. .در مرحله سوم ،  آنت ، دل به عشق فرزند (مارک ) می سپارد و محبت مادرانه را نثار او می کند « بسا شب ها پیشاپیش بر مرگ پسر خود گریسته است » . مرحله بعد ، عشق به بشریت در وجودش جلوه گر می شود ، به طوری که او جان شیفته خود را در معرض  خطر می نهد تا به یگانگی برادرانه با مردی که در آستانه مرگ قرار دارد برسد . با این همه ، آنت در رویارویی با حوادث زندگی تنهای تنهاست .

رولان می گوید : همیشه تاریخ حوادث یک زندگی را می نویسند . اشتباه می کنند . زندگی راستین زندگی درونی است .

 

هر دو رمان را مرحوم به آذین ترجمه کرده است ( مترجم دن آرام )  

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 11:46 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفتم آذر 1387

میز کتاب

تا روشنایی بنویس !

 

امان از فراغت ! امان از یک جای دنج ! تا شروع می کنی به نوشتن همه با تو کار دارند.

گاهی وقت ها هم متن را نوشته ای وخوشحالی از این که کار تمام شده ،ولی فردا که آن را

 دوباره می خوانی، احساس شادی ورضایت قبلی ناپدید می شود و وسواس کمال گرایی 

بیچاره ات می کند. بارها وبارها می نویسی و پاره می کنی وعاقبت مستاصل ودرمانده متن را از بین

می بری و از خودت می پرسی پس تکلیف عاشقانی که دوست دارند بنویسند چه می شود؟ 

می دانید، بعضی وقت ها از دست دادن بعضی کتاب ها می تواند باعث پشیمانی باشد. به همین دلیل

 برای علاقه مندان نویسندگی  یک پیشنهاد خوب دارم : تا روشنایی بنویس !

در میان کتابهای مربوط به نویسندگی کمتر کتابی را می توان پیدا کرد که همانند کتاب تا روشنایی

بنویس  چنین بی پرده وگویا به مشکلات  نوشتن پرداخته باشد. به نظرم برای کسانی که ناتوانی 

در نوشتن را بهانه ی ننوشتن می دانند، نشستن پای نوشته های احمد اخوت می تواند لذت بخش

باشد .

این هم فهرست مطالب کتاب تا خودتان تصمیم بگیرید: روشنایی وتاریکی نویسندگی ، خط

خوردگیهای شازده احتجاب ،نقد ژنتیکی ، وحشت از صفحه ی سفید ،سندرم کتاب دوم ،

نوشته هایم را بسوزان ،کتابهای ناخوانده ، باز کردن کتابها یم ،چمدان گمشده ی والتر 

بنیامین،خوانش کشوی میز ، بلند خوانی ، کتابخوانی برای بورخس ،چشم ضعیف ،خواندن با

عینک و چشم نقاش.

 

عنوان : تا روشنایی بنویس !

نویسنده:احمد اخوت

انتشارات :جهان کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 11:20 |  لینک ثابت   •