شنبه بیست و پنجم دی 1389

دخترم کورالین

 

coraline

کورالین را می شناسید ؟  هم رمانش در بازار وجود دارد هم انیمیشنش.

 رمان "کورالین" نوشته نیل گایمن / ترجمه پروین جلوه‌نژاد / نشر پیدایش و انیمیشن "کورالین "  که بر اساس این رمان ساخته شده ، دوبله گلوری (انجمن گویندگان جوان تهران )

این رمان داستان نوجوانی به نام کورالین را در فضایی شبیه به داستانهای خیالی نقل می‌کند. کورالین دختری است که بر اثر کنجکاوی پا به دنیایی متفاوت می‌گذارد وابتدا دچارترس می شود ولی بعد بر آن غلبه می‌کند.
مترجم این اثر معتقد است که کورالین داستان زندگی همه آدمهاست و هرکس به خاطر کودک درونش می‌تواند با این رمان ارتباط برقرار کند. به نظرم درست می گوید چون  رویا ها و تجربه های کودکی و نوجوانی را به یاد می آورد  . البته تاثیرش برای من بیشتر ست . چون با دیدن انیمیشن کورالین ، علاوه بر یاد آوری رویاهای کودکی خودم ، به یاد دوران کودکی دخترنازنینم هم می افتم که بر حسب اتفاق گوینده نقش کورالین است .

بخشی از گفتگو با صداپیشه کورالین که در مجله همشهری جوان چاپ شده :


ساناز غلامی

ویژگی 1 : در مقابل مشکلات خونسرد است

ویژگی 2 : همیشه دلش می خواهد در کارش بهترین باشد

نفرت : از امیدواری بیخود دادن متنفر است

الگو : الگویش در دوبله ژاله کاظمی است

 

علایق :

فیلم دیدن را خیلی دوست دارم .

هر وقت وقت خالی داشته باشم با شوهرم فیلم میبینم .

مثلا فیلم "درباره الی" یکی از آن فیلم هایی است که من اگر وقت داشته باشم

هر روز می بینمش .

مسافرت کردن را هم خیلی دوست دارم با اینکه با وجود کارهایم کم برایم پیش می آید .

در ضمن یکی از آرزوهایم هم این است که وقتی سنم بالا رفت

بروم توی یک شهر آرام و کوچک زندگی کنم .

 

     

 

کارها :

انیمیشن کورالین - ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی - آپ - شکارچیان اژدها

و همه ی انیمیشن هایی که در بازار هستند ، کار ما در انجمن گویندگان جوان است.

بیشتر در نقش دختر بچه ها و دختر های جوان صحبت می کنم .

من اکثرا به عنوان گوینده در دوبله این فیلم ها نقش دارم اما چند تا کار هم هستند

که خودم مدیریت دوبلاژشان را بر عهده داشته ام .

 

بهترین نقش :

نقشی را که در انیمیشن کورالین دوبله کردم ، از همه کارهایم بیشتر دوست دارم.

اولین کار :

اولین باری که به جای یک شخصیت صحبت کردم در انیمیشن اسموس جونز بود

که فقط یک جمله گفتم :  "نگران نباش پدرت حالش خوب میشه"

 

 

تعداد مقاله :

تا به حال 4 تا مقاله نوشتم که سه تایش در مجله های مربوط به رشته ام چاپ شده و یکی

 اش هم برای کنگره میکروب شناسی که آبان ماه برگذار می شود مجوز گرفته است .

 

 

۱۷هزار تومان اولین حقوق :

برای یکی از نقش هایم گرفتم و باهاش یک شال برای خودم خریدم.

 

 

 

شروع کار دوبله :

سال 84 که همراه همسرم برای زندگی به تهران آمدیم ،

به دنبال یک جایی می گشتم که تست بدهم و وارد کار دوبله بشوم .

خدا را شکر در انجمن گویندگان جوان تست دادم و قبول شدم.

بعد از 6 ماه کارآموزی الان حدود 5 سال است که آنجا کار می کنم

و با هم انیمیشن هاي روز دنیا را دوبله و وارد بازار می کنیم .

 

 

تعداد کار در هفته :

در هر هفته حدود 5 تا کار دوبله می کنیم

که هر کار 3 روز طول می کشد

البته ممکن است ما همزمان در 3  کار حرف بزنیم

من در بیشتر کارها نقش 1 هستم.

 

 

این دوبلور جوان به جز سرو کله زدن با انواع حیوانات با انواع موجودات کارتونی در دنیای واقعی

هم با یک سری موجودات زنده دیگر سرو کار دارد.


                                                               

سمانه رحیمی :

 

خیلی از ما دختر ها یک روزی آرزو داشته ایم مثل آن شرلی باشیم ؛

دختر مو قرمزی سریال کودکی مان .

شاید خیلی از ما ریز حرکات و کارهایش را هم در تظر داشته باشیم اما مسلما تعداد خیلی کمی

از ما مثل ساناز غلامی ،

آن شرلی را به خاطر دوبله جذابش نگاه می کردیم.

ساناز آن روزها آرزو داشت که بتواند به جای آن شرلی حرف بزند و این کار هم البته عملی کرد .

انتهای تمام نوار های موجود توی خانه شان نشان می دهد که دوبلور کوچولوی آن زمان ،

کم هنر نمایی نکرده است .

 

خیلی از ما دختر ها عاشق حیوان های بامزه و ملوس هستیم و با دیدنشان دلمان غنج میرود

اما مسلماتعداد  کمی از ما از دیدن حرکات موزون یک مشت انگل زیر میکروسکپ

قند توی دلش آب می شود .

ساناز جزو همان اقلیت است .  از دیدن انگل های ریز و درشت زیر میکروسکپ به شدت

ذوق زده می شود .

همین عشق به این موجودات جالب ! هم باعث شده تا تصمیم بگیرد

دکترایش را هم مثل فوق لیسانس در رشته انگل شناسی دنبال کند .

 

ساناز غلامی یک دوبلور جوان انگل شناس است ؛

یکی از آن آدم های با انرژی روزگار که 5 سال پیش در دست شوهرش از اصفهان به تهران آمد

تا رویای آن شرلی شدنش را عملی کند .

" من از بچگی دوبلور شدن را دوست داشتم.

هر فیلم و کارتون را چندین بار می دیدم و به دوبله هایش

گوش می دادم ولی چون ساکن اصفهان بودیم هیچ وقت فکر نمی کردم

بتوانم به آرزوهایم برسم .

همیشه صدایم را ضبط می کردم و بهش گوش میدادم.

دکمه رکورد ضبطمان از دست من خراب شده بود .

در اتاقم را می بستم و برای خودم صداهای مختلف در می آوردم .

تمام نوارهای خانه مان هم اول و هم آخرش صدای من است "

 

او حالا بیشتر روزهای هفته - صبح تا شب به جای انواع و اقسام

موجودات کارتونی حرف می زند .

ساناز البته به جز دوبله از بچگی رشته اش را هم دوست داشته است

و حالا هم با علاقه آن را دنبال می کند.

ساناز غلامی می گوید امروز در 29 سالگی در جایی ایستادم

که از بچگی آرزویش را داشتم .

والبته برای او اول راه است .



                                                               


 

   کتاب :

از بچگی کتاب خواندن را دوست داشتم .

مامانم نمایش نامه نویس رادیو است و به خاطر شغلش خانه ی ما پر از کتاب است .

بر عکس بیشتر خانه ها که توی دکورشان ظرف می گذارند ،

دور تادور خانه ما کتاب چیده شده است .

ما از بچگی با کتاب بزرگ شده ایم .

من خودم کتاب های زویا پیرزاد  و مارکز را خیلی دوست دارم .

قصه های مجید را هم از بچگی آنقدر دوست داشتم و خوانده ام که الان خط به خطش را حفظم .

کلا نوشتن و خواندن را خیلی دوست دارم .

همیشه انشاهایم خوب بوده اند .

به خودم قول داده ام که توی 40 سالگی یک رمان بنویسم .

 

 

آینده :

الان کار اصلی ام دوبله است

اما وقتی مدرک فوقم را گرفتم دلم می خواهد در رشته خودم هم کار کنم .

در واقع هدف اصلی ام این است که در رشته خودم استاد دانشگاه بشوم

دوبله علاقه من است و استادی دانشگاه هم هدفم

البته هیچ وقت دوبله را به طور کامل کنار نمی گذارم

ولی ممکن است دیگر نتوانم به عنوان مدیر دوبلاژ فعالیت کنم .

اصلا نمی توانم به این فکر کنم که کاملا از فضای دوبله جدا بشوم .

 

 

                     به نقل از هفته نامه "همشهري جوان" شماره 281 صفحات 20 و 21

                                                                                              با تشكر از بيژن باقری  


نوشته شده توسط سیما طاهرکرد در 16:56 |  لینک ثابت   •